تبليغاتX
بابک صحرانورد
 
فلسفه فیلسوف
 
 

 

   امپدکلس

اکنون به نظریات جدیدتر در باره ماهیت جهان طبیعی و اینکه جهان چگونه برپاست توجه خود را باز میگردانیم. او مانند پارمنیدس معتقد بود که جهان واحد است اما نه بی تغییر یا ساکن.

در طب وی به اکتشافاتی قابل توجه درباره تغذیه تنفس توالد و تناسل نایل شد و حتی حیات روانی و این را که ادراک مثلا چگونه حاصل میشود را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد.

امپدکلس در عین حال با هراکلیتس هم موافق بود که باید به دریافت های حسی خود اعتماد کرد.باید آنچه را به چشم میبینیم باور کنیم و چیزی را که میبینیم دقیقا این است که طبیعت تغییر میکند.

او همچنین نتیجه گرفت اندیشه تنها یک جوهر اولیه را باید از سر بیرون کرد نه آب به تنهایی میتواند به صورت بوته گل یا پروانه در آید نه هوا . منشا طبیعت به هیچ وجه نمیتواند عنصری واحد باشد به نظر او طبیعت در مجموع از چهار اصل تشکیل شده است که عبارت است از :خاک هوا آب آتش

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 19:33  توسط بابك صحرانورد  | 
 

زنون

زنون را به حق مخترع منطق و جدل یا " دیالکتیک " یعنی فن غلبه بر مخاطب از راه اصولی که خود وی قبول دارد می دانند . زنون شاگرد پارمنیدسراهی نو برای حمله به پیروان نظریه هراکلیتس یافت . هراکلیتس اظهار نموده بود که یاوه است که تغییر و حرکت را توهم بینگارد . زنون به عکس کوشید تا نشان دهد که واقعی دانستن تغییر و حرکت جز پندار صرف نیست . وی طریقه ای را که به نام " جدلی " معروف است به کار برد . یعنی روشی که در آن هر یک از دو نظر مخالف و متضاد ( وضع و وضع مقابل آن ) مطالعه می شود و نتیجه هر یک در برابر دیگری قرار می گیرد .

زنون با روش خود نتایج این فرض را که تغییر و حرکت مفاهیمی معقولند تخطئه می کند . او با احتجاجات می خواهد نشان دهد که اگر ما نظر پارمنیدس را قبول نکنیم ( که واقعیت یک کل تقسیم ناپذیر و غیر متحرک است ) باید نظر مخالف آن را قبول کنیم که واقعیت عبارت است از تعداد نامتناهی اجزاء و اگر تقسیم این اجزاء را در مکان یا زمان ادامه دهیم دلیل منطقی وجود ندارد که باید متوقف شویم و یا بی نهایت نرویم . نتیجه این می شود که مکان و زمان تا بی نهاین قابل تقسیم است . زنون از مکام و زمان و حرکت و اندازه به عنوان مفاهیم انتزاعی ذهنی سخن می گوید نه به عنوان امور واقعی در تجربه عملی.

شاید اهمیت عمده کار زنون طرح بحث چنین مفاهیم ریاضی مانند مکان و زمان و حرکت و نامتناهی بوده است . بحثی که علم و فلسفه تا امروز آن را ادامه داده است . زنون ثابت کرد که اگر کسی تغییر و کثرت را حقیقی و واقعی بداند از آن نتیجه منطقی عالم بدست می آورد . او ثابت کرد که تغییر در نمودهای جهان خطای حواس است و عقل نمی تواند حقیقت وجود را در زیر هیچ یک از صور متغیر آن  درک کند . واقعیت نامحدود است چه اگر محدود باشد در خارج آن جای خالی وجود پیدا می کند .

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 17:18  توسط بابك صحرانورد  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM